سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

150

تاريخ ايران ( فارسى )

خود را بسط داده تا اينكه حدود شمالى آن ببحر خزر رسيد و در جانب شمال غربى شامل ايالت آذربايجان شد و در مشرق آن صحراى لوت بود كه جمعيت قليلى از بدويان در آن منزل داشتند ، در مغرب و جنوب بايالات سرحدى آشورى كه عبارت از الليپى و خارخار بوده متصل ميشد ، بعدها سرزمين ماد منقسم بسه استان بزرگ بود : يكى ماد كبير كه امروز عراق « 1 » عجم است . ديگر ماد آتروپتن كه اكنون آذربايجان نام دارد . و سومى ماد راجيانا كه ولايات اطراف طهران حاليه باشد . و در آنموقع برحسب ظاهر حد شمالى آن رود ارس بوده كه امروز سرحد ايرانست . گيلان و يقينا قسمتى از مازندران نيز در تحت سكناى ماد بوده است و حدود شرقى آن را ابواب خزر دانسته‌اند كه چند ميل در مشرق رى واقع است و در جنوب تنگهء مزبور كوير است ، گويا حدود حاليهء فارس و پشت كوه تخمينا سرحد جنوبى ماد بوده و از طرف مغرب متكى بر رشتهء زاگرس بود كه هم آنها را از تعرض محفوظ ميداشته و هم از آب مستغنى ميساخته است . حقيقتا اين قسمت از فلات ايران از حيث آب و حاصلخيزى بهترين ناحيهء آنست و هرچه بلوت نزديك مىشود خشكى و بيحاصلى رو بزيادى ميرود . اسبان نيسا در اينموقع كه گفتگو از ماد مينمائيم بمحصولات آنها نميخواهيم توجه مخصوص كنيم زيرا كه اينمسئله را در ضمن كليهء ايران تفصيل داده‌ايم ولى دربارهء اسبهاى آن ناحيه بايد استثنائى قائل بشويم و چون در تمام آسيا اين اسبها اشتهارى داشته‌اند شمه‌اى از آنها را مذكور ميداريم . مرتع اين خيول رشتهء زاگرس بوده و جنس آنها را كه هرودوت و آرين و اميانوس و مارسللينوس توصيف نموده منتسب به نيسا ساخته‌اند . رنگ آنها تيره و خاكسترى « 2 » و سفيد بوده و عموما آنها را از حيث سرعت سير و تجمل و زيبائى بىنظير

--> ( 1 ) - حاليه آن را اراگ گويند ( مترجم ) . ( 2 ) - اسبان سفيد را مقدس خيال ميكردند و شاهان هخامنشى آنها را قربانى ميكردند . بنا بگفتهء استرابو